خرید بک لینک
مشغول شکافتنِ سنگممشغولِ ثابتکردنِ اینکه بعد از دفنم نیزخلاصی از من نخواهی داشتمشغول روييدنم از شکافی در میانۀ سنگمشغول ثابتکردنِ اینکه حتی پس از مرگمیتوانم دستم را به زانوهای پوسیدهام بگیرم،بلند

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 22:16

کدام تکه ات را در آینه جا گذاشته ای کهدهانت به خندهدستانت به آغوشو لب هایت به بردن ناممکشیده نمیشوددست به آینه می برم و زیبایی ات را برمیگردانم سمت خودمامشب که چشم هایت خوابم را برد((نرگس یعقوب پور))

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 22:16

بامدادان بر جایگاهی سنگی مینشینم وبرایات نامههای عاشقانه مینویسم با قلمی از پر جغد، که آن را در دواتی در دوردست در برابر فرو میبرم دواتی ملقب به دریا. دستام را برای دست دادن با تو دراز می

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 22:16

دوباره آسمانات را از من مگیربگذار پوستِ منوّر منشکوه من باشد اکنون که عشقزیر آسمانی که مرا میرباید چمنهای صبح را میبافد و تهدیدها مچاله میشوند وُ بازدریاچهها افلاک را میبلعند وُ بازنفرتها در ت

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 22:16

خودم را كه دفن كردمچشم هام را نبستي حتيگناه شعري كه سقط شدبر گردن كداممان؟گفتي دوات، مداوا نمي كندتهر شب كه آتش زديكاغذ نشده درخت هايم راخانه ات تاريك ستدر گور خوابيدهبرق چشم هايمنبض كدام زنده تر است؟

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 22:16

در گچ بري آسمان بالای سرمستاره نام گل هایی متقارن استو سيم های ماهماهی يک بارزير بار اتصال نمی رونداز بين گل های آپارتمانیكاكتوسمحبوب من و زن هایی ستكه بی تعارفآب را به خار تبديل می كنندهمه چيز در اطر

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 22:16

صفحه بندی